سؤال: فیدل، رهبر کبیر، دیر یا زود از صحنه خارج خواهد شد. او اکنون 72 سال سن دارد. در آن زمان چه رخ خواهد داد؟ در ایالت فلوریدا گروه های بسیار بزرگی از کوبایی های تبعیدی و جلای وطن کرده، منتظر روزی هستند که بتوانند مجدداً مالکیت کوبا را بدست آورند.
گوارا: در این دنیا چیزهای معدودی هستند که کسی می تواند در مورد آن ها مطمئن باشد. (خنده) کوبایی های مقیم فلوریدا، جایی که آن ها پیشتر در 1959 مجبور به عقب نشینی به آنجا شدند، ادعا می کردند که آن ها به سرعت کوبا را باز پس خواهند گرفت. ها! ما اکنون در چهل سال بعد از آن جریان هستیم، و آن ها هنوز در فلوریدا هستند. زمان فروپاشی اروپای شرقی، آن ها مطمئن بودند که: ما کوبا را پس خواهیم گرفت! در همان زمان که نه سال پیش بود.
به مدت شصت سال از آغاز قرن تا پایان دهۀ پنجاه، کوبا مستعمرۀ ایالات متحده بود. ما سرمایه داری را می شناسیم، ما اعمال و رفتارش را تجربه کرده ایم. تا زمانیکه فیدل و گروهی از جوانان، انقلاب را آغاز کردند. فکر می کنید مردم کوبا بعد از مرگ فیدل قصد دارند چکار بکنند؟ شما فکر می کنید که همه می خواهند به دوران قبل از 1959 برگردند؛ و مردم به ایالات متحده اجازه خواهند داد که برگردد و برایشان تعیین تکلیف کند؟
سؤال: آیا چنین چیزی ممکن نیست که رژیم کوبا از داخل دچار اضمحلال و فروپاشی گردد؟ کالاهای مصرفی تولیدِ کشورهای سرمایه داری بسیار فریبنده هستند. چیزی که این روزها در هاوانا می توان آن را درک کرد.
گوارا: در کشورهای سرمایه داری غربی افراد زیادی را اغوا می کند، بله. و شاید همچنین تعداد اندکی افراد نادان را در جهان سوم ...
سؤال: آه دست بردار، جوانان کوبایی Nikes و Marlboro’s و کوکاکولا و همچنین واکمن می خواهند.
گوارا: بدون شک، بدون شک. اما این اکثریت جوانان را شامل نمی شود. هرگز! کوبایی ها به سطحی از آگاهی سیاسی و فرهنگی رسیده اند که به سادگی نمی تواند نادیده گرفته شود. کوبایی ها آنچه را که برای اروپای شرقی اتفاق افتاده است دیده اند: قبل از خراب کردن دیوار برلین آن ها به این مردم وعدۀ بهشت را داده بودند، اما آن ها چه چیزی بدست آوردند؟ هیچ چیز، مطلقاً هیچ چیز، به جز هرج و مرج و استثمار. ما کوبایی ها این را می دانیم، ما نتایجش را می بینیم و نمی خواهیم که برایمان اتفاق بیافتد. درست است، هنوز برخی افراد هستند که می خواهند به ما خیانت کنند و ما را به ایالات متحده بفروشند. اما آن ها اقلیتی بیش نیستند.
سؤال: آیا عاقلانه تر نیست که به طور کامل ایالات متحده را نادیده بگیرید و روابط اقتصادی را با اروپا مستحکم کنید؟
گوارا: اروپایی ها نیز بخشنده و دست و دل باز نیستند، شما بایست واقعگرا باشید: روابط ما با اروپا بستگی به این دارد که چه چیزی می توانیم از یکدیگر بدست آوریم. اما ایالات متحده بر اروپا فشار وارد می کند، فشار خیلی زیادی. اروپای شمالی در مقابل قانون Helm-Burton مقاومت می کند (قانونی آمریکایی که سعی بر جلوگیری از تجارتِ صنعتِ غیر آمریکایی با کوبا دارد) و ما از این بابت خوشحالیم. اما این به خاطر این است که اروپایی ها عاشق کوبا هستند؟ نه، این موضوعیست مربوط به حق حاکمیت کشورها. چگونه کشوری می تواند بپذیرد که کشوری دیگر او را از تجارت با بقیۀ جهان منع کند؟
سؤال: تا همین اواخر کوبا یک بهشت سوسیالیستیِ ایزوله بود. اکنون شما پذیرایِ هزاران توریست و تاجر از اروپا و آمریکای جنوبی هستید. آیا این یک نقطۀ قوت است؟
گوارا: کوبا هرگز آنچنان که شما فکر می کنید ایزوله نبوده است. ما همیشه ارتباط خوبی با اروپا داشته ایم. با اروپای شرقی البته. اما ما همیشه پذیرایِ فرهنگ اروپایی بوده ایم. در گذشته ما هیچ گاه در زمینۀ توریسمِ در ابعاد وسیع از اروپای غربی، پیشرفتی نداشتیم زیرا به آن نیازی نداشتیم. اکنون همین، تبدیل به مهمترین منبع درآمد ما و راهی برای جذب سرمایه های خارجی شده است.
سؤال: اما توریسمِ در ابعاد وسیع سایه ای نیز همراه خود دارد: فحشا
گوارا: برای من این ارتباط بیشتری دارد با بحران ارزش های انسانی در سرتاسر جهان، تا با توریست هایی که به کوبا می آیند.
سؤال: آیا تو واقعاً به این اعتقاد داری؟
گوارا: در بلژیک هم فحشا وجود دارد. من آن را با چشم های خودم دیده ام. کسانی که به اندازۀ کافی پول برای امرار معاش دارند، تن به فاحشه گری نمی دهند. کسانی که فاقد پول کافی هستند، این کار را انجام می دهند. چرا؟
سؤال: زیرا آن ها پول می خواهند؟
گوارا: نه! اگر من هیچ پولی نمی داشتم و قرار بود هر روز گرسنه باشم، خودم را برای پول پست نمی کردم! این موضوعیست مربوط به ارزش ها. بنابراین، ما در این باره چه می توانیم بکنیم؟ آیا ما بایستی تمام توریست ها را بیرون بریزیم، یا ما باید اطمینان حاصل کنیم که مردم علیرغم اینکه پول کافی ندارند، اما برای ارزش های اساسی انسانی احترام قائلند؟ در هر حال ما به سختی تلاش می کنیم تا فحشا را وادار به عقب نشینی کنیم.
سؤال: تو برای وزارت شیلات کار می کنی. تعجب آورست که تو چنین وزارت خانه ای داری. کوبایی ها به ندرت ماهی می خورند.
گوارا: صحیح است. اما پیشرفت هایی حاصل شده است. در گذشته ماهی خوردن مال فقیرها بود. یا غذایی برای سگ ها و گربه ها. اکنون ما سعی می کنیم تا مصرف ماهی را از طریق بازارهای مکّاره و فستیوال ها و مهمانی ها، تبلیغ کنیم و گسترش دهیم.
سؤال: گویا به نظر می رسد فیدل هم دخالتی در این موضوع داشته است؟
گوارا: بله، یکبار او یک آگهی را در تلویزیون اجرا کرد. ابتدا یک میز خالی در یک اتاق خالی نشان داده شد. فیدل وارد اتاق شد و پشت آن میز نشست، خیلی جدّی به دوربین نگاه کرد اما یک کلمه هم حرف نزد. بعد از چند لحظه یک پیشخدمت وارد شد و یک بشقاب حاوی ماهی را برایش سِرو کرد. فیدل ماهی را در سکوت خورد. این کار چند دقیقه طول کشید. هنگامیکه فقط استخوان های ماهی در بشقابش به جا مانده بود، فیدل بلند شد، به شکلی آمرانه به دوربین نگاه کرد، و به مردمش کلمات تاریخی را گفت: "و حالا، شما" و حالا ما همگی ماهی می خوریم.
---------------------------------------------------------------------------
آدرس متن انگلیسی: http://www.el-comandante.com/camilo.htm
یک توضیح: در متن قبل از اسم "چه" و گاهی فیدل، کلمۀ "El" آورده شده است که حدس می زنم صفتی به معنیِ بزرگ باشد اما چون مطمئن نبودم ترجمه نکردمش.
|