رهنمود هایی برای کادرهای مناطق شهری
ایجاد یک شبکه پشتیبانی به گونه ای که مد نظر ما است، باید از معیارهایی که در سطرهای زیرین خلاصه شده اند، پیروی کند.
طبیعت فعالیت به طور اصولی مخفی و زیرزمینی است. با وجود این، لازم است گاهی با افراد یا سازمان هایی تماس برقرار شود که علنی بودن برخی کادرها را ضروری می کند. این امر به تفکیک بسیار جدی هر عرصه فعالیت، از طریق مجزا نگه داشتن آنان از یکدیگر نیاز دارد.
کادرها باید دقیقاً در خط مشی عمومی که به وسیلۀ فرماندهیِ کل مقرر می شود و از طریق ارگان های رهبری انتقال می یابد، عمل کنند. در عین حال، آن ها در چگونگی به کارگیری این خط، آزادی کامل خواهند داشت.
به منظور تحقق وظایف دشوار تعیین شده و نیز بقای افراد، کادرهایی که فعالیت های زیرزمینی دارند، به رشد خصوصیاتی چون انضباط، رازداری ، پنهان کاری و خودداری و خونسردی به هنگام فشار نیاز خواهند داشت. همچنین نیازمند استفاده از روش هایی هستند که آن ها را هنگام کار از حوادث ناگهانی و پیش بینی نشده محفوظ دارد.
کلیه رفقایی که عهده دار وظایف نیمه علنی هستند، تحت نظارت یک ارگان بالاتر که زیرزمینی است فعالیت خواهند کرد. این ارگان مسئولیت رساندن رهنمودها و نیز نظارت بر اجرای آن ها را عهده دار خواهد بود.
تا آنجا که ممکن است، رهبر شبکه و کسانی که مصدر امور دیگری هسستند، وظیفه یگانه ای خواهند داشت. و تماس میان بخش های گوناگون از طریق رأس شبکه برقرار خواهد شد. هر شبکه باید در حال حاضر دست کم مسئولیت های زیرین را انجام دهد:
1- تدارکات
2- ترابری
3- اطلاعات
4- امور مالی
5- عملیات شهری
6- تماس با هواداران
با گسترش یافتن شبکه، لازم است کسی مسئول ارتباطات شود و در اغلب امور زیر نظر مستقیم رأس شبکه عمل کند. رأس شبکه فرامین و دستورات تاکتیکی را از رهبریِ ارتش دریافت خواهد کرد و آن ها را از طریق مسئولان شاخه های گوناگون به اجرا خواهد گذاشت. به منظور پرهیز از به خطر افتادن تمامیِ شبکه در صورت دستگیر شدنِ رأس شبکه، شناخت او باید محدود به هستۀ رهبری باشد. هرگاه مسئولان شاخه های مختلف یکدیگر را بشناسند، کادرهای آن ها نیز برایشان آشنا خواهد بود و تغییر پست ها، نیازی به ارتباط اضافی نخواهد داشت.
در صورت دستگیریِ یکی از اعضای مهم شبکه، رأس شبکه و کلیۀ کسانی که فرد دستگیر شده آنان را می شناسد، محل سکونت یا شیوۀ تماس خود را سریعاً تغییر خواهند داد.
مسئول تدارکات مسئولیت تهیه و تأمین خواروبار ارتش را عهده دار خواهد بود. این وظیفه، وظیفه ایست با طبیعتِ سازماندهی: با شروع از مرکز، شبکۀ پشتیبانیِ رده دوم به وجود خواهد آمد و تا قلمرو ELN (جنبش رهایی بخش بولیوی) بسط خواهد یافت. گاه این شبکه می تواند منحصراً به کمک روستائیان سازماندهی شود، گاه نیز می تواند مشمول یاری فروشندگان یا افراد و سازمان هایی باشد که آمادۀ کمک هستند.
مسئول ترابری، مسئولیت انتقال مواد از انبارهای مرکزی به نقاطی را دارد که شبکۀ رده دوم آن ها را تحویل می گیرد، گاه نیز مستقیماً مسئول رساندن آن ها به نواحی آزاد شده است.
این رفقا باید کارشان را در زیر یک پوششِ مطمئن انجام دهند. به طور مثال، آن ها می توانند بنگاه های تجاریِ کوچکی ترتیب دهند تا اگر هدف ها و دیدگاه های جنبش علنی و عمومی شد، آن ها را از سؤظن مقامات ارتجاعی به دور دارد.
مسئول اطلاعات کلیۀ اخبار و اطلاعات نظامی و سیاسی را که از طریق تماس های مناسب و درخور، تحصیل می شود، سامان خواهد داد ( بخشی از کار تماس گیری برای جمع آوری اطلاعات از هوادارانِ درون ارتش یا حکومت، تا حدودی علنی خواهد بود که کار را به نحو خاصّی خطرناک می کند.) کلیۀ اطلاعات به دست آمده به رئیس اطلاعاتِ ارتشِ ما انتقال خواهد یافت. مسئول اطلاعات شبکۀ تحت فرمان، از لحاظ سلسله مراتبی، به صورت دوگانه ای عمل می کند: او از یک سو در برابر سران شبکه و از سویِ دیگر در مقابل سرویس اطلاعاتیِ ارتشِ ما مسئول خواهد بود.
مسئول امور مالی باید بر هزینه های سازمان نظارت کند. داشتن دیدی روشن دربارۀ اهمیت این مسئولیت، برای این رفیق بسیار مهم است. این یک حقیقت است که کادر هایی که در شرایط مخفی کار می کنند، در معرض خطرهای بسیاری هستند و به استقبال مرگی ناگهانی و ناروشن می روند. البته آن ها در نتیجۀ زندگی کردن در شهر، آن سختی های جسمانی را که رزمندگان چریک متحمّل می شوند، ندارند. بنابراین امکان دارد که به نوعی بی دقتی در مورد نظارت بر مواد و پول هایی که از طریق آن ها رد می شود، عادت کنند. این خطر نیز وجود دارد که استحکام و پایداریِ انقلابی آن ها به علت ارتباط دائم با منابع وسوسه انگیز به تدریج سست و فاسد شود. مسئول امور مالی باید حساب هر پزو ای (واحد پول کوبا) که هزینه می شود را داشته باشد و از صرف حتی یک سکۀ کم ارزش بدون دلیل معقول جلوگیری کند. افزون بر این، این شخص مسئول سازماندهی، جمع آوری و دریافت پول از صندوق ها یا مقرّری ها خواهد بود.
مسئول امور مالی زیر نظر مستقیم رأس شبکه انجام وظیفه می کند، اما هزینه های او را نیز حسابرسی خواهد کرد. به خاطر مجموع این دلایل، فردی که مسئولیت امور مالی را عهده دار می شود باید از نظر سیاسی، فوق العاده محکم باشد.
وظیفۀ رفیقی که مسئولیت عملیات شهری را عهده دار است، در برگیرندۀ همه نوع عملیات نظامی در شهر ها است: از بین بردن یک جاسوس یا یک شکنجه گر شاخص، یا یک مقام حکومتی، گروگان گرفتن افراد مهمِ وابسته، به منظور دریافت پول، در قبال آزادسازی آن ها، خرابکاری در مراکز اقتصادی رژیم و امثال این ها. این گونه عملیات بدون استثناء باید تحت امر رأس شبکه به اجرا گذاشته شوند. رفیقی که مسئولیت عملیات شهری را بر عهده دارد به ابتکار شخص خود هیچ اقدامی نخواهد کرد، مگر در موارد فوق العاده اضطراری.
رفیق مسئول امور هواداران، بیش از هر شخص دیگری در شبکه، ناچار به انجام وظیفۀ علنی است. این شخص با کسانی در تماس خواهد بود که چندان محکم نیستند، که وجدان خود را با پرداخت مبالغی کمک مالی آرام می کنند، یا بدون آنکه خود را کاملاً درگیر کنند، کار پشتیبانی را گسترش می دهند. این ها مردمانی هستند که می توان با آن ها کار کرد، گرچه هرگز نباید فراموش کرد که پشتیبانی های آن ها همراه با پذیرشِ خطر نیز خواهد بود. در نتیجه ضروری است سعی شود که آن ها هر چه زودتر به جامۀ رزمندگان درآیند و مصرّاً از آن ها خواسته شود که در جنبش مشارکت اساسی داشته باشند، مشارکتی نه تنها با پرداخت پول، که نیز با تهیۀ مواد دارویی، مخفیگاه، اطلاعات و مواردی از این دست.
در این گونه شبکه ها بعضی افراد ناچار خواهند بود در هماهنگی با هم کار کنند. به عنوان مثال، فرد مسئول ترابری ارتباطی ارگانیک با رفیقی خواهد داشت که مسئول تدارکات مواد و مافوقِ مستقیم اوست. مسئول امور هواداران با مسئول امور مالی کار خواهد کرد. کسانی که مسئولیت عملیات و نیز اطلاعات را بر عهده دارند، در تماس مستقیم با رأس شبکه کار خواهند کرد.
شبکه ها به وسیلۀ کادرهایی که از سوی ارتش ما اعزام می شوند، بازرسی خواهند شد. این کادر ها فاقد قدرت اجرایی هستند، اما چگونگی اجرایِ رهنمود ها و ضوابط را رسیدگی می کنند.
در زمینۀ برقراریِ تماس با ارتش، شبکه ها باید «مسیر» زیر را دنبال کنند:
فرماندهی کل، دستورها را به رأس شبکه ابلاغ می کند و او نیز به نوبۀ خود مسئول سازماندهیِ انجام این وظیفه در شهر هایِ مهم است. سپس این مسیر از طریق شاخه های هر شهرستان و از آنجا به شهر های کوچک تابع آن و از آنجا به دهکده ها یا خانه های روستایی دنبال می شود که محل تماس با ارتشِ ما و نقطۀ تحویل مواد، پول و اطلاعات خواهند بود.
با توسعۀ منطقۀ نفوذ ارتش ما، نقاط تماس به شهر ها نزدیک و نزدیک تر می شوند و قلمرو کنترل مستقیم ارتشیان به همان نسبت گسترش می یابد. این روند یک روند دراز مدت است و شاهد فراز و نشیب هایی خواهد بود و همچون هر جنگی نظیر جنگ ما، پیشرفت آن در گسترۀ سال ها ارزیابی خواهد شد.
فرماندهی مرکزی شبکه در پایتخت استقرار خواهد یافت. از این مرکز است که دیگر شهر ها سازماندهی خواهند شد. در حال حاضر برای ما مهم ترین شهر ها عبارتند از: کوچابامبا، سانتاکروز، سوکر و کامیری که منطقۀ عملیات ما را به صورت یک مستطیل در بر می گیرند. کسانی که به منظور کار در این شهر ها تعیین می شوند، باید از کادر های آزموده باشند. این کادرها مسئولیت سازماندهی شاخه های ساده تری از لحاظ تشکیلاتی نسبت به پایتخت، را بر عهده خواهند داشت. تدارکات و ترابری را شخص واحدی اداره خواهد کرد، امور مالی و امور هواداران را فرد دیگری، و یک فرد سوم نیز عملیات شهری را هماهنگ خواهد کرد، با واگذاریِ مسئولیت بخش اطلاعات به رأس شبکه، می توان از یک برگماریِ دیگر چشم پوشی کرد. هرچه قلمروِ عملیات ارتشِ ما به یک شهر نزدیک تر شود، هماهنگی عملیات شهری آن جا به طور روزافزونی با ارتش پیوند خواهد خورد. در یک مرحلۀ خاص، کسانی که دست اندرکار عملیات شهری هستند، «چریک های نیمه شهری» می شوند و مستقیماً زیر نظارت فرماندهیِ کلِ ارتش قرار می گیرند.
در عین حال، غافل نماندن از توسعۀ شبکه ها در شهرهایی که اکنون بیرون از قلمرو عملیات ما هستند، دارای اهمیت است. در این نواحی باید زمینۀ پشتیبانیِ اهالی را فراهم آوریم و خود را برای عملیات آینده آماده سازیم. از این زاویه، شهر های اورورو (Oruro) و پوتوسی (Potosi) مهمترین شهر ها هستند.
باید به منطقه های مرزی توجه ویژه ای داشته باشیم. ویلازون (Villazon) و تاریجا (Tarija) برای برقراری تماس ها و دریافت مواد لازم از آرژانتین نقاط مهمی هستند، چنین اند سانتاکروز برای برزیل، هواکی (Huaqui) یا گواکی (Guaqui) یا نقاط دیگری در کنار مرز پرو، و نقطه ای نیز در طول مرز شیلی.
در سازماندهی شبکۀ تدارکات، بهتر است رزمندگان قابل اطمینانی انتخاب شوند که مسئولیت سازمانی آن ها با فعالیت های عادی زندگیشان در گذشته همخوانی داشته باشد. مالک یک انبار مواد غذایی می تواند امر تدارکات را سازمان دهد، یا در این بخش از کارِ شبکه، شرکت کند. و مالک یک بنگاهِ حمل و نقل، ترابری را سازمان دهد و امثال این ها.
هر جا چنین امکانی وجود نداشته باشد، باید تهیۀ ابزار و وسایل با شکیبایی،و نه با دستپاچگی انجام یابد. با رعایت این اصل، می توانیم از ایجاد یک موقعیت سیاسی و نظامیِ پیشرفته و حاد که به اندازۀ کافی هم حفاظت نشده است و سرانجام نیز آن را از دست خواهیم داد و دیگران را به خطر خواهیم انداخت، اجتناب کنیم.
ما باید مغازه ها یا بنگاه هایی از این نوع فراهم آوریم: انبار و مغازه های بقّالی و عطاری ( در لاپاز، سانتاکروز، کوچوبامبا و کامیری)، بنگاه های حمل و نقل ( برای لاپاز – سانتاکروز، سانتاکروز – کامیری، لاپاز – سوکر و سوکر – کامیری)، مغازه های کفاشی ( در لاپاز، سانتاکروز، کامیری، کوچابامبا)، مغازه های دوزندگی (درهمین شهر ها)، مغازه های ماشین آلات ( در لاپاز و سانتاکروز)، و چندین مزرعه ( در چاپارا – کارناوی) (Chapara-Caranavi)
دو مکان نخست، ما را قادر می سازند که مواد غذایی و نیز تجهیزات نظامی را، بی آنکه جلب توجه کند، انبار و حمل کنیم. مغازه های کفّاشی و دوزندگی می توانند وظایف دوگانۀ انجام خریدها و نیز رفع نیازهای تعمیراتیِ ما را عملی کنند، بی آنکه توجهی جلب شود. مغازۀ ماشین آلات نیز می تواند همین وظیفه را در مورد سلاح و مهمات انجام دهد. و مزرعه ها، در جابه جایی هایِ اتفاقیِ نیروهایمان، پایگاه پشتیبانیِ ما خواهند بود و کسانی را که در آن مزرعه ها کار می کنند، قادر می سازند تا تبلیغ در میان دهقانان را آغاز کنند.
ضروری است یک بار دیگر تأکید شود که این کادرها باید از استحکام سیاسیِ خوبی برخوردار باشند. این ها رفقایی هستند که از جنبش انقلابی، تنها آنچه را که ضرور است دریافت می کنند و در مقابل، تمامی وقت خود را – همانگونه که اگر لازم آید، آزادی و زندگیِ خود را – وقف آن می کنند. تنها به این طریق ما می توانیم به نحوی مؤثر، شبکۀ ضرور برای تحقق نقشه های آرمانیِ خود را که همانا آزادیِ کامل بولیوی است، سازمان دهیم.
-------------------------------------------------------------------------------------
این مقاله توسط ارنستو چه گوارا به عنوان دستورات مرجع خطاب به کادرهای مناطق شهری برای ایجاد یک شبکه پشتیبانی در جنبش رهایی بخش ملّی بولیوی (ELN) که خود او سازمان دهنده و فرماندۀ کل آن بوده است، نگاشته شده است.
از کتاب روزشمار عملیات در بولیوی، ترجمۀ محمد علی عمویی، انتشارات اشاره
★ |