
اما نه! اینبار فرق می کند!
اینبار همه می دانند که بین فیض مهدوی و آقاجری از دید یک انسان آزاده، از لحاظ لزوم دفاع از زندگیشان، فرقی وجود ندارد. حتی اگر فیض مهدوی "تره" هم برای تفکرات آقاجری خرد نکند!
امروز باید همان جنب و جوشی که برای جریان "اعدام" آقاجری در بین دانشجویان و "آزادیخواهان" ایران ایجاد شد، دوباره ایجاد شود. البته اندکی واقعی تر و با تب و تابی بیشتر چرا که "هوادار مجاهدین" بودن با روشنفکر دینیِ داخل حکومت بودن کمی متفاوت است!
اگر می خواهیم داغ "اسماعیل محمدی" و "حجت زمانیِ" دیگری بر دلهایمان نماند و تا دم مرگ حسرت نخوریم که چرا هرآنچه در توان داشتیم انجام ندادیم، باید هم اکنون برای لغو حکم اعدام و آزادی ولی الله فیض مهدوی اقدام کنیم.
مگر نه اینست که یک رفیق واقعی برای زندگیِ رفیقش بیشتر از زندگیِ خود ارزش قائل است؟ و در غیر اینصورت رفاقت واژه ای توخالی، بی محتوا و نمایشی است. جنایت از هر نوعش محکوم است و جانیان حقیر ترین و پست ترین مردمانند. اما گرفتن جان انسانی به دلیل عقایدش ارتجاعی ترین و شنیع ترین جنایتیست که می تواند صورت پذیرد، نوعی از جنایت که برآمده از تاریکترین نقاط تاریخ حیات بشریست. "مدافعان دموکراسی" اکنون باید از ژست هایی که به عنوان خط مشی و عقایدشان مطرح می کنند، دفاع کنند و خودشان را نشان دهند که آیا اصولاً بویی از دموکراسی برده اند یا نه؟ منظورم تمام آن دموکرات ها، لیبرال ها ، رفرمیست های حکومتی و غیر حکومتی و مونارچیست هایی است که حاضرند از همه چیز برای رسیدن به آن "دموکراسی" کذایی بگذرند، حتی از روی اجساد انسان های بیگناه، همان اپورتونیست های عافیت طلبی که پیازی به زیر بغل دارند و به دنبال نانش می گردند.
برگردیم به آنچه در این شرایط همیشه انجام داده ایم :
اطلاع رسانی از هر طریق ممکن به ویژه از طریق انتشار این خبر در اینترنت و ایجاد حساسیت عمومی اصلی ترین وظیفه و راه کار عملی در حال حاضر است. کارزاری جهانی (در خارج مرزها) بر علیه اعدام او و اعمال فشار از طریق مراجع قانونی دفاع از حقوق بشر بر حکومت، به اضافه ی عاملی به مراتب اثرگذارتر یعنی فشار افکار عمومی داخل کشور به ویژه دانشجویان.
در حال حاضر تمام گروه های فعّال و سازمان ها و احزاب اپوزیسیون خارج کشور به ویژه آنهایی که خود را چپ می دانند، (همانطور که بی شک خودشان هم بر این امر واقفند) بایست برای سازماندهی این کارزار جهانی در زمان اندک باقیمانده تلاش کنند و در مورد سازماندهی اعتراضات دانشجویی باید از امکانات اطلاع رسانی موجود یعنی بردهای انجمنها، نشریات دانشجوئی (ویژه نامه) و جلسات فوق العاده برای اعضا بهره جست و فراخوانها برای اعتراضات خیابانی و سازمان دادن آن، گزینه ایست که با تمام خطراتش ضروری به نظر می رسد. امضای طومارهای اعتراضی نیز، چه در فضای حقیقی و چه در اینترنت همچون موارد پیش راهکاری مناسب است.
به امید رهایی ولی الله فیض مهدوی از چنگال جلادان ج. ا و نتیجه بخش بودن اقدامات تمام کسانی که برای نجات جان او تلاش کرده و خواهند کرد.
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد سوسیالیسم
|