آیا فعالیت سندیکایی یک راهکار مناسب برای کارگران ایران است

بدون مقدمه برویم سر اصل مطلب:

آیا فعالیت سندیکایی یک راهکار مناسب برای کارگران ایران است ؟

جواب هر چه باشد بدون در نظر گرفتن شرایط کنونی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران، و جایگاه آن بر اساس منافع فعلی قدرت های امپریالیستی، نمی تواند حاصل شود.

منافع امپریالیسم جهانی ایجاب می کند که ایران، یک منبع مطمئن تأمین انرژی فسیلی، یک بازار پر سود با تقاضای بالا و مستعمرۀ نوینی با نیروی کار فراوان و ارزان و بدون حامی و غیر متشکل باشد.

هر شخص یا گروهی که بخواهد این نظم را بر هم بریزد به شدت سرکوب می شود.

حاکمیت ایران، کاملاً وابسته است و این سرکوب مهمترین وظیفۀ اوست.

تا زمانیکه اقتصاد سرمایه داری و روابط اجتماعی منتجه از آن، بر دنیا حکومت می کند و به قول معروف بر خر مراد سوارست، جز مبارزه برای نابود کردن این نظام، و جایگزین کردن آن با نظامی بر اساس اصول سوسیالیستی و در نهایت ایجاد جهانی کمونیستی، هر فعالیت عملی و فکری که صورت گیرد، هرز نیرو و زمانست و البته همینجا باید گفت که مبارزه برای بهبود شرایط زندگی زحمتکشان، در چارچوب همین نظام اقتصادی و اجتماعیِ کنونی موجود، به عنوان هدفی فرعی و نه اصلی، گاهی گریزناپذیر است، زیرا به طور مثال فاکتور هایی مانند سطح کمّی باسوادی یا سطح کیفی آزادی های اجتماعیِ طبقۀ رنجبران را شاید بتوان از مواردی دانست که حالت اورژانسی ندارند و دستیابی به مقادیر ایده آل برای آن ها را بتوان به دوران بعد از نابودیِ دولت و گذار و پس از اتمام ساختمان سوسیالیسم، موکول کرد، اما بهداشت و تغذیه و امنیت شغلی و مواردی مشابه را نمی توان.

پس ضرورت مبارزه در این جبهۀ دیگر، برای ما مبرهن است، اما مشکلات از آن جا آغاز می شود که دگماتیسم بر ما مستولی می شود و فقط یک جبهه را می بینیم و ضرورت جنگیدن در سایر عرصه ها را کلاً رد می کنیم.

مثلاً یا مبارزۀ صنفی را تحت هر شرایطی  و در هر بستری که جریان دارد، نادرست و غیر اصولی می دانیم و یا از دیگر سو، از هر فرصتی استفاده می کنیم تا حرکت خود را صرفاً صنفی بنامیم و حرکت های سیاسی را محکوم و رد کنیم.